مفهوم سوآپ نفتی چیست؟

سوآپ (SWAP) نفت چیست؟
آنچه امروز به عنوان سوآپ در معاملات نفتی مطرح می شود به زبان ساده به این مفهوم است که دولت یا تجار بخش خصوصی، نفت یا گاز را در یک مرز کشور از همسایگان دریافت می کنند و در مرز دیگر به افراد مورد نظر آنان تحویل می دهند.




به گزارش کسب و کار لینک و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شرکت پایانه های نفتی ایران، قرارداد سوآپ یا معاوضه یا تاخت نوعی از ابزار مشتقه است که در آن یک طرف قرارداد نسبت به معاوضه عواید ناشی از ابزار مالی خود با عواید ناشی از ابزار مالی طرف مقابل اقدام می‌کند. عواید چنین قراردادی بستگی به نوع ابزار مالی مورد معامله دارد.

سوآپ درلغت به معنای معامله پایاپای، معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جایگزین کردن، جانشین کردن و در اصطلاح به این معنی است که یک کالا را از یک نقطه تحویل گرفته و دقیقا همان میزان کالا را در نقطه ای دیگر تحویل دهیم. برخی نیز سوآپ را اینگونه تعریف نموده اند که معامله سوآپ، مثل خرید یک سیب وفروش همزمان سیب دیگری برای تحویل درهفته آینده (آتی) است. برخی دیگر نیز گفته اند : قراردادهای متفاوتی برای انجام تجارت سوآپ وجود دارد که نوع متداول آن، دریافت کالا در یک نقطه وتحویل معادل آن در نقطه دیگری از جغرافیای مورد نظر است.

لازم به ذکر است تجارت سوآپ انواع مختلفی دارد که عبارتند از: سوآپ ارز، سوآپ انواع کالا (سوآپ پنبه، سوآپ گوگرد، آلومینیم و…) سوآپ نرخ بهره، سوآپ نرخ بازده کل، سوآپ دارایی، سوآپ نکول اعتباری(ریسک اعتباری)، سوآپ با سررسید ثابت. البته منظور از سوآپ دراین نوشتار، سوآپ نفت است و “آنچه امروز به عنوان سوآپ در معاملات نفتی مطرح می شود به زبان ساده به این مفهوم است که دولت یا تجار بخش خصوصی، نفت یا گاز را در یک مرز کشور از همسایگان دریافت می کنند و در مرز دیگر به افراد مورد نظر آنان تحویل می دهند.

می توان گفت معنی واقعی سوآپ، تحویل نفت در شمال کشور و تحویل نفت با همان کیفیت در جنوب کشور، به مقصد است. یکی از منابع سودآور شرکت نفت‌ایران، درآمدی است، که از سوآپ نفت عاید آن می‌شود. شرکت بازرگانی نفت ایران وظیفه سوآپ نفت را در ایران برعهده دارد، که بر این اساس، سه کشور تولیدکننده نفت خام آسیای مرکزی؛ یعنی: جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان، بصورت روزانه نفت تولید شده را از طریق نفتکش‌های خود، در دریای خزر، به نماینده تجاری ایران که شرکت بازرگانی نفت ایران است، تحویل داده، سپس این شرکت مقدار معادل آن را، به خریداران نفت این سه کشور در خلیج فارس، تحویل می‌دهد.

در دهه ۱۹۹۰ وپس از فروپاشی شوروی سابق و استقلال یافتن کشورهای آسیایی مرکزی… ، مبادله نفت با ایران اهمیت پیداکرد. این کشورها برای توسعه اقتصادی خود ، به صادرات نفت خود نیاز مبرم داشتند. در صورتی که امکانات آنان جهت رساندن نفت خود به دست مصرف کنندگان در اروپا ، آسیا وآمریکا بسیارمحدود بود. بدین جهت در سال ۱۳۷۵ قراردادی بین ایران وقزاقستان به امضاء رسید که براساس آن روزانه ۴۰ هزار بشکه نفت خام سبک از قزاقستان تحویل پالایشگاه تبریز وتهران می شد و در عوض به همین مقدارنفت خام سبک ایران در خلیج فارس جهت شرکای تجاری قزاقستان تحویل آنان می شد.

تاثیرات سوآپ در حوزه اقتصادی

۱- شرایط سوآپ به ایران اجازه میدهد تا جهت دریافت نفت درشمال و صدور همان مقدار نفت در جنوب کارمزد و اجرت دریافت کند.

۲- صرفه جویی و در نتیجه کاهش زیاد هزینه حمل و نقل مواد نفتی در داخل کشور.

با این توضیح که نفت دریافتی در راستای عملیات سوآپ در مرزهای شمالی کشوردر مناطق نزدیک مرز مصرف می‌شود و به عوض آن از تولیدات کشور خودمان در مرزهای جنوبی تحویل مشتریان می گردد یعنی بجای آنکه نفت از مناطق نفت خیز جنوب به مناطق شمالی، آنهم باصرف هزینه های گزاف (ازجمله هزینه ایجاد خطوط لوله انتقال نفت در مسیر بسیار طولانی حدود ۱۸۰۰ کیلومتر از جنوب تا شمال و مصرف هزینه های دیگر از قبیل هزینه نصب ایستگاههای پمپاژ به جهت سربالایی بودن این مسیر تا شمال)، منتقل شود، همان نفت خریداری شده در شمال به مصارف داخل می رسد.

۳- شکوفایی اقتصادی مناطق محل عبور خطوط لوله (سوآپ) که امکانات زیادی براین مناطق فراهم می کند.

۴- گسترش روابط اقتصادی و دستیابی به بازار مصرف آن کشورها برای فروش محصولات داخلی.

۵- ایجاد اشتغال داخلی و توزیع درآمد و نیز بروز تعریف فعالیتهای تجاری مرتبط و جدید در راستای حفظ و تامین هرچه بیشتر منافع ملی.

۶- فراهم شدن موجبات تشویق سرمایه گذاران داخلی و خارجی نسبت به سرمایه گذاری در زمینه تجهیزات وتاسیسات زیربنائی برای ترانزیت سوخت.

تاثیر سوآپ در حوزه سیاسی – امنیتی

۱- فراهم شدن موجبات منافع بسیار سیاسی از طریق وابسته کردن کشورهای حوزه مرز شمالی کشوربه خود مان و در نتیجه تحکیم وتقویت روابط سیاسی و ثبات سیاسی در منطقه.

۲- تامین منافع سیاسی-امنیتی از طریق توسعه نفوذ در کشورهای صادرکنندگان نفت از مسیر ایران و تبدیل آنها به دوست که پیامد آن همگرائی و همکاری منطقه ای مناسب تر است.

۳- کاهش نفوذ و اثرگذاری شرکت های آمریکائی و اروپائی در گلوگاه ورود انرژی به شمال کشور و مسیرخزر (دریای مازندران) – خلیج فارس با حضورجدی شرکتهای ایرانی در منطقه مزبور و تجارت سوآپ.

اما یکی از مهم‌ترین انواع این نوع تجارت که در سرتاسر دنیا هم مطرح شده، سوآپ نفتی است. به زبان ساده به این مفهوم است که دولت یا تجار بخش خصوصی، نفت یا گاز را در یک مرز کشور از همسایگان دریافت کرده و در مرز دیگر به افراد موردنظر آنان تحویل می‌دهند.

موضوع سوآپ یا تعویض محصولات مشابه با استفاده از مزیت نسبی فاصله «مبادی تولید» تا «مراکز مصرف» این محصولات در بین کشورها امری شناخته‌شده و کاملاً جاافتاده است؛ به‌عبارت‌دیگر اصل «سوآپ محصولات»، موضوعی مورد اتفاق تمام بخش‌های کارشناسی در سطح جهان است و شرایط و قوانین ناظر بر آن کاملاً شناخته‌شده و بسط و توسعه‌یافته است.

ایران با توجه به اینکه یکی از پنج کشور حوزه خزر است، همچنین با نگاه به مرزهای دریایی که در دریای عمان و خلیج‌فارس دارد و نیز وضعیت مناسب مسیرهای انتقال نفت که از ایران می‌توانند عبور کنند، می‌تواند به‌عنوان یک مسیر ترانزیت مؤثر و باصرفه از حوزه دریای خزر به بازارهای جهانی مطرح شود.

از سوی دیگر جاذبه ایران به‌عنوان بازار نهایی نفت آسیای مرکزی و هم مکانی برای ترانزیت آن به لحاظ ثبات و امنیتی که در کشور وجود دارد، سبب رغبت کشورهای حوزه مازندران به سوآپ نفت و متعاقباً توجه ویژه به ایران شده است.

دریای خزر دارای مقادیر متنابهی نفت و گاز است و به دریای آزاد راه ندارد، بنابراین انرژی خزر باید از طریق لوله به بنادری که به دریا راه دارند، منتقل شود، از این‌رو ایران می‌تواند در انتقال این منابع سهمی داشته باشد.

ایران دارای مزیت‌هایی است که در صورت بهره‌برداری از آن‌ها می‌تواند منافع فراوانی را به دست آورد. برای آنکه این مزیت‌ها را بررسی کنیم٬ ابتدا لازم است مسیرهای کلی که برای انتقال خزر وجود دارد.

1 – مسیر شمالی که نفت و گاز قزاقستان و آذربایجان را از طریق دریای سیاه منتقل می‌کند و موردحمایت روسیه است.

2 – مسیر جنوبی منابع انرژی سه کشور را به خلیج‌فارس جهت صدور با کشتی‌های نفت‌کش منتقل می‌کند که موردحمایت ایران است.

3 – مسیر غربی نفت و گاز سه کشور حاشیه خزر را از طریق ترکیه و گرجستان (دریای سیاه) به اروپا منتقل می‌کند و موردحمایت ایالات‌متحده، ترکیه، آذربایجان و گرجستان است.

4 – مسیر جنوب شرقی منابع نفت و گاز ایران را به بندرها پاکستان، دریای عمان و هندوستان می‌رساند، افغانستان و پاکستان از این مسیر حمایت می‌کنند.

5 – مسیر شرقی نفت و گاز قزاقستان و ترکمنستان را به شرق چین منتقل می‌کند که چین از آن حمایت می‌کند.

6 – مسیر قزاقستان-ترکمنستان-ایران یا مسیر جنوبی که از این مسیر می‌توان نفت قزاقستان و ترکمنستان را به جزیره خارک در خلیج‌فارس با طی مسافت 930 مایل و ظرفیت روزانه یک میلیون بشکه منتقل کرد، این خط لوله 5.1 میلیارد دلار هزینه در بر خواهد داشت و حق ترانزیت از آن نیز 3 دلار در هر بشکه خواهد بود. با توجه به اینکه در بیشتر قسمت‌های این مسیر، شبکه خط لوله نفت ایران وجود دارد، با تکمیل و توسعه آن‌ها با هزینه کمتری می‌توان خط لوله مذکور را راه‌اندازی کرد.

نقش ایران هم به‌عنوان بازار نهایی نفت آسیای مرکزی و هم مکانی برای ترانزیت آن، با توجه به ثبات و امنیت موجود در ایران، سوژه جذابی برای سرمایه‌گذاری‌های خارجی نفتی بالقوه فراهم آورده است که کمتر نقطه‌ای برای انکار می‌گذارد.

ارسال دیدگاه